سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)
68
فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)
در اتقان نيز گويد : بغوى در كتاب « شرح السنة » گفته است : صحابه - رضى اللّه عنهم - قرآن را كه پروردگار بر پيغمبرش فروفرستاده بود ميان دو جلد جمع كردند بدون اينكه چيزى از آن را زياد و كم نمايند ، از ترس آنكه مبادا با از بين رفتن آنان كه به سينه سپرده بودند چيزى از آن كم شود ، پس آن را به همان نحو كه از پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - شنيده بودند نوشتند بدون آنكه چيزى از آن را پس و پيش كنند . يا از براى آن ترتيب جديدى اتخاذ نمايند كه از پيامبر گرامى نگرفته باشند ، و رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - آنچه از قرآن بر او نازل مىشد به ترتيبى كه هم اكنون در مصحفها هست به اصحاب خود مىفهماند و به آنها ياد مىداد ، با املاء و دستور جبرئيل كه به هنگام فرودآوردن هر آيه به آن حضرت مىگفت : اين آيه بعد از فلان آيه در فلان سوره نوشته شود . پس ثابت شد كه تلاش صحابه بر اين مدار بود كه قرآن را يك جا جمع كنند نه اينكه آن را مرتّب كنند . چونكه قرآن در لوح محفوظ به همينگونه نوشته شده است . قادر متعال آن را يك جا به آسمان دنيا نازل فرمود ، آنگاه آن را بطور پراكنده در مواقع نياز فرومىفرستاد ، و ترتيب نزول غير از ترتيب خواندن آن است . گويد : و ابن داود از طريق محمّد بن سيرين از كثير بن افلح روايت نموده كه گفت : وقتى عثمان مىخواست مصحفها را بنويسد دوازده تن از قريش و انصار را جمع كرد ، پس آنها فرستادند و جعبهء جزوههاى قرآن را كه در خانه عمر بود آوردند ، و عثمان بر كارشان